|
|
ايرج رحمانپور: |
ادامه مطلب
شيرهاي سنگي به صورت خاص يكي از نمادهاي فرهنگ مردم زاگرس مياني و زاگرس غربي از گذشته تاكنون بوده اند اما فراواني اين شيرها در اين مناطق از اهميت آن در نگاه مردمان كاسته به نحوي كه شاهد تخريب تعداد فراواني از اين شيرهاي سنگي هستيم.شيرهاي سنگي كه به صورت خاص يكي از نمادهاي فرهنگ مردم زاگرس مياني و زاگرس غربي از گذشته تاكنون بوده اند به جز در خوزستان در استانهاي لرستان، كهگيلويه و بويراحمد، اصفهان و چهارمحال و بختياري نيز قابل مشاهده هستند. تراكم شيرهاي سنگي در خوزستان به قدري است كه گويي پهلوانان و جوانمردان در مقابل تو نشسته اند تا شكوه و اقتدارشان را نظاره گر باشي.
ادامه مطلب
رفع سد معبر با چاشني وحشت
مهدي ويسكرمي /نشريه لـــــور : در سال جاري طرح جامع رفع سد معبر در خرمآباد بالاخره به طور كامل با پشتيباني استانداري و نيروي انتظامي استان به نحو شايستهاي انجام گرفت و تا حدودي هم به زيباسازي معابر كمك شد هم به روان شدن عبور و مرور و ترافيك آزارندهي اين شهر.
شايد يكي از مواردي كه همواره چهرهي شهر خرمآباد را زشت مينموده حضور گستردهي دستفروشان، موتورها و خودروهاي ميوهفروش و ... در سطح معابر اين شهر بوده است، شهري كه به دليل فقدان طرحهاي اشتغالزاي صنعتي و همچنين تعطيلي كارنجات قديمي، نسبت به جمعيت و وسعتش تعداد زيادي از اين نوع فروشندهها را در خود جاي داده است. همواره مسئولان ادوار گذشتهي شهر مايل به ساماندهي اين وضعيت بودهاند و به صورت مقطعي نيز اقداماتي در اين خصوص انجام ميشده؛ ولي هيچگاه يك روند ثابت و پيوسته براي اصلاح و ساماندهي اين وضعيت نميديديم، و اقداماتي هم كه جسته و گريخته انجام ميشد اغلب ناتمام و بدون حصول نتيجهي كامل رها ميشدند.
در سال جاري طرح جامع رفع سد معبر در خرمآباد بالاخره به طور كامل با پشتيباني استانداري و نيروي انتظامي استان به نحو شايستهاي انجام گرفت و تا حدود زيادي هم به زيباسازي معابر كمك شد هم به روان شدن عبور و مرور و ترافيك سرسامآور اين شهر. ستاد رفع سد معابر هنوز هم در شهرداري خرمآباد فعال بوده و كماكان به فعاليت خود ادامه ميدهد كه الحق و الانصاف اين طرح تا امروز به خوبي انجام شده است كه جداً جاي تقدير و تشكر دارد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اعلام فراخوانسومين جشنواره سراسري شعر لُري بُنهوار
گروه فرهنگي هنري بُنهوار رهدار با اهتمام به پاسداشت و ارتقاي ادبيات بومي مردم لُر با شاخههاي زباني و با گسترهي جغرافيايي استانهاي خوزستان، ايلام، لُرستان، همدان، اصفهان، چهارمحال بختياري، كُهگيلويه و بويراحمد، فارس، بوشهر و ... اقدام به برگزاري سومين جشنوارهي ادبي منطقهاي و سراسري خود مينمايد.
- هر شاعر فقط با ارسال يك اثر تايپ شده شركت نمايد .
- اثر ارسالي براي نخستين بار به جشنواره ارائه و به جشنواره هاي همسان ارسال نشده باشد .
- آخرين مهلت ارسال اثر : يكشنبه 20 بهمن ماه 1388 خواهد بود.
برگزاري جشنواره : 2 فروردين 1389
- محل برگزاري : كيلومتر 27 جاده شوشتر – مسجدسليمان جاده رهدار – كَُرائي روستاي راهدار
- نشاني ارسال اثر به دبيرخانه : اهواز – زيتون كارمندي خ فاطمي بين زمزم و زمرد پلاك 115 واحد 11 يا 12
يا به پست الكترونيك :rahdar123@yahoo.com
روابط عمومي جشنواره شعر لُري بُنهوار رهدار
ادامه مطلب
در حاليكه استان لرستان چند سال است كه با تصاحب جايگاه اول بيكارترين استان كشور همواره اين عنوان را حفظ كرده است امروز بسياري از مشاغل به ويژه در بخش كشاورزي در اختيار غيربومي ها قرار دارد.
به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، براي ديدن فرصتهاي از دست رفته نياز نيست جاي دوري رفت. در همين نزديكي ها از دورود و ازنا گرفته تا اليگودرز و نورآباد فرصت هاي شغلي بخش هاي كشاورزي، دامپروري و شيلات لرستان در اختيار غيربومي هايي از استانهاي ديگر كشور است كه اين نكته جاي تامل دارد.
كشاورزي در استان لرستان با دارا بودن 800 هزار هكتار زمين كشاورزي و توليد سالانه بيش از دو ميليون تن محصول پايه اقتصاد مردم اين سرزمين محسوب مي شود ولي امروز اين ركن درآمدزاي اقتصادي در دست كشاورزاني از ديگر استانهاي كشور است كه اين امر زنگ هشدار را براي مسئولان بيكارترين استان كشور به صدا درآورده است.
ادامه مطلب

اي بي دا ترين كُر !
همهي لُرمادران
تو را "دا" صدا ميزنند
و تو را به سوگند تُرنههاي رنگباختهشان
مادرانه دعوتي خواهند
تو را كه بوي حناي نشسته بر گيسوئي
كه قيچي روزگار
به عزايش نشانده است
ميخواند ب ي ي ي ي دا ترين
تا تو آسان بگذري
از دروازههاي يقهي دا و رولهها [1]
كه ميكشيد خط بطلاني
بر هر چه قانون A منفي +O كرده بود
و تو را كه
سنگ و دره و دشت و بلوط مادرست
آن سان كه ميكوبد باد
بر دهل سينهي فلك الافلاك
هيجار "دايه، دايه" را
"دالــكَه "!
وقت صلح است!
ادامه مطلب
لــــــــــــــــور: براي اسطورهي موسيقي لري استاد «رضا سقايي»
همهي سازها بشكند! صداها در گلوخفه شود! اگر رضا نباشد!
حسين حسنزاده رهدار: كمتر كسي است كه موسيقي لُرستان را بي استاد رضا سقايي نشناسد. كسي كه با صداي مخملين خود جاني به كالبد موسيقي لُرستان بخشيد و توانست با صداي زيبايش موسيقي لُري را از مرزهاي لُرستان به فراسوي جغرافياي سرزميناش به گوش ديگران هم برساند. كسي كه دايهدايه را سرود ملي لُر كرد و به موسيقي لُرستان آموخت كه تنها گوشهي «رضاخواني» را كم دارد.
ادامه مطلب
ورود "تفنگ" به ادبيات مردم لر، مترادف است با گشوده شدن پاي امنيه، قشون و ژاندارم به زندگي اين مردم، و دگرگونيهايي در نظام اجتماعي زندگي لرها، كه براي آنها بسيار گران تمام شد، حربهاي كه با هر شليكش، قوم را به سوگ مينشاند چرا كه اين وسيله يا ميكشت يا كشته ميآورد... اما از طرف ديگر اين قاتل كوچك در زندگي لرها به ابزاري براي خلق حماسهتبديل شد. و بدين ترتيب "تفنگ" بسامد قابل توجهي در ادبيات و فرهنگ لرها پيدا نمود. (نقوش سنگ روي قبرها، جشنعروسي، مراسم عزا و چمر و .....)
«آلماني»، «سهتير»،«پنجتير» و .... سلاحهايي هستند كه در زندگي و بدنبال آن در فرهنگ و ادبيات لرها وارد شدهاند، اما بيشك سلطان بلامنازع همهي اينها، سلاحي محبوب به نام «برنو» بود، سلاحي كه از ابتداي ورودش به دلايلي مونس اين مردم و كوهستانهاي ديارشان شد، و «برنو» تا به امروز يادآور حماسههاي فراواني در زندگي لرها بوده است كه نقطهي اوج اين حماسهها، رشادتهاي بينظير لرها و ديگر عشاير غرب كشور در 8 سال دفاع از كيان ايران اسلامي، در برابر متجاوزين بعثي بود. اما اينكه «برنو» كي و از كجا وارد ايران و زندگي عشاير لر شد را در ادامهي مطلب ميآوريم:

ادامه مطلب
هوشنگ پرتو / نشريه لور
واگويهاي براي سرزمينم

مانند كودكي جدامانده از مادر / همچون سرگشتهاي در غربت / آستانهاي را جستجو ميكنم / تا به انتظار يك خواب روشن / «شؤ ليزي» بيابم
بگو ميشناسد مرا
آنكه خندههايش حاصل قرارداد واژگان است
و حتي يك بار مادرش را -دا - نگفته است؟
يا شبي براي بازگشت سفركردهاش
-
گنم گرمسير هر تَلئ جاي-همراه دانههاي -چل سرو- چشم به راه ننشسته است؟
در سرزمين من
سردترين زمستانها نيز
در دستان مردمش گرمي اجاق چند هزارساله را با خود دارند
و حتي اگر همنشين لحظههاي مصنوعي هم باشند
-
گژك- همراه هميشه گيسوان آسارههايشان استروزي باز خواهند گفت راز- كلماكره- را
آواي «ايرج» و «بهمن» را
كودكان اين ديار
و فردا مفرغ شناسه من خواهد بود
و طلوع هر لبخندم با دو واج ل و ر معنا مييابد
پس –عليسونهاي- ميخوانم
«
زمسونئ چون كه تلخي زيترئ رؤ»-تا در رويشي ديگر با «بلوط» و «ريواس» برقصم
.ادامه مطلب
